
گزارش «کرمان امروز» از رویکرد شهرداری کرمان درباره سگهای بلاصاحب؛
جمعآوری سگها؛ پایان یک بحران یا آغاز یک معضل؟
- شهرداری کرمان جمعآوری سگهای بلاصاحب را به بخش خصوصی واگذار کرده و پنج تیم در این زمینه فعال هستند. شهردار اعلام کرده تنها در یک روز ۱۱۷ قلاده سگ در مناطق یک و دو زندهگیری شده است. این آمار پرسشهایی درباره محل نگهداری، عقیمسازی، واکسیناسیون، هزینه قرارداد و سرنوشت حیوانات ایجاد میکند. گزارش تأکید دارد جمعآوری بهتنهایی راهحل نیست و مدیریت شهری باید برنامهای شفاف برای کنترل جمعیت و ساماندهی ارائه کند و...
گزارش: مهران تجلی
موضوع سگهای بلاصاحب در سالهای اخیر به یکی از مسائل بحثبرانگیز مدیریت شهری کرمان تبدیل شده است؛ موضوعی که از یک سو نگرانی شهروندان درباره حضور سگها در معابر، بوستانها و محلههای مختلف را به دنبال داشته و از سوی دیگر، نحوه برخورد با این حیوانات همواره محل بحث فعالان حوزه حقوق حیوانات بوده است.
شهردار کرمان شامگاه دوشنبه ۲۳ شهریور در نشست خبری با اشاره به اقدامات انجامشده در این حوزه اعلام کرد که جمعآوری سگهای بلاصاحب به بخش خصوصی واگذار شده و نحوه زندهگیری نیز از روشهای سنتی به شیوههای مدرن تغییر یافته است. به گفته محسن تویسرکانی، این اقدامات مطابق استانداردهای وزارت کشور انجام میشود و پنج تیم به صورت مستمر در این زمینه فعالیت دارند.
اما شاید مهمترین بخش سخنان شهردار، آماری بود که از عملیات زندهگیری ارائه کرد؛ آماری که نشان میدهد موضوع همچنان ابعادی گسترده دارد. تویسرکانی گفت تنها در روز ۲۰ شهریور، ۴۹ قلاده حیوان بلاصاحب در منطقه یک و ۶۸ قلاده در منطقه دو زندهگیری شدهاند؛ یعنی در مجموع ۱۱۷ قلاده حیوان در یک روز. این عدد، در کنار تأکید شهردار بر «خوب بودن وضعیت»، یک پرسش اساسی را مطرح میکند: سرنوشت این تعداد سگ پس از زندهگیری چیست؟
جمعآوری، تنها مرحله نخست مدیریت حیوانات بلاصاحب است و بخش مهمتر، به اتفاقات پس از آن مربوط میشود. محل انتقال حیوانات، ظرفیت نگهداری، شرایط بهداشتی، واکسیناسیون، عقیمسازی، تغذیه و در نهایت تعیین سرنوشت سگهای زندهگیریشده، مسائلی هستند که افکار عمومی حق دارد درباره آنها اطلاعات روشنی داشته باشد.
بهویژه آنکه اگر روزانه دهها قلاده سگ از سطح شهر جمعآوری میشوند، طبیعتاً محل نگهداری آنها باید از ظرفیت مشخصی برخوردار باشد. در غیر این صورت، این نگرانی شکل میگیرد که جمعآوری گسترده، بدون پیشبینی زیرساختهای لازم، تنها مسئله را از خیابان به مکانی دیگر منتقل کند.
از سوی دیگر، تجربه بسیاری از شهرها نشان داده است که برخورد صرفاً جمعآورانه با سگهای بلاصاحب، بدون کنترل جمعیت و جلوگیری از تولیدمثل، نمیتواند به حل پایدار مسئله منجر شود. اگر سگها پس از زندهگیری عقیم نشوند و منشأ تولیدمثل آنها کنترل نشود، چرخه ورود حیوانات جدید به معابر ادامه خواهد داشت و عملیات جمعآوری نیز به فرآیندی دائمی و پرهزینه تبدیل میشود.
در این میان، هزینههای اجرای این طرح نیز موضوع دیگری است که میتواند برای شهروندان اهمیت داشته باشد. واگذاری عملیات به بخش خصوصی، طبیعتاً دارای قرارداد، هزینه و سازوکار مشخصی است و اطلاعرسانی درباره مبلغ قرارداد، هزینه هر مرحله از عملیات و میزان اعتبارات اختصاصیافته میتواند به شفافیت بیشتر کمک کند.
شهردار کرمان همچنین از شهروندان خواسته است موارد مشاهده سگهای بلاصاحب را از طریق سامانه ۱۳۷ اعلام کنند. این همکاری شهروندان میتواند در شناسایی نقاط پرتجمع مؤثر باشد، اما برای حل ریشهای مشکل، مدیریت شهری نیازمند برنامهای فراتر از جمعآوری روزانه است؛ برنامهای که در آن زندهگیری، عقیمسازی، واکسیناسیون، نگهداری و کنترل تولیدمثل در کنار هم دیده شود.
واقعیت این است که آمار ۱۱۷ قلاده در یک روز، بیش از آنکه پایان مسئله را نشان دهد، ابعاد آن را آشکار میکند. اگر قرار است وضعیت «خوب» توصیف شود، شاید اکنون زمان آن رسیده باشد که شهرداری جزئیات بیشتری از پشت صحنه این عملیات ارائه کند؛ اینکه این سگها پس از زندهگیری کجا میروند، چند درصد عقیم میشوند، چه تعداد به چرخه شهر بازمیگردند و اساساً چه برنامهای برای جلوگیری از تکرار این روند وجود دارد.
در نهایت، حل مسئله سگهای بلاصاحب نه با جمعآوری صرف، بلکه با یک برنامه شفاف، علمی، مستمر و قابل ارزیابی امکانپذیر است؛ برنامهای که هم امنیت و آرامش شهروندان را تأمین کند و هم استانداردهای مورد انتظار در قبال حیوانات را رعایت کند.






