
گزارش «کرمانامروز» از برخی تصمیمات ترافیکی در شهر کرمان و عدم رضایت عموم مردم و آفات احتمالی این طرحها؛
برخی تصمیمات ترافیکی اعتماد عمومی را تضعیف میکند
- در کرمان، طرح ترافیکی جدید برای ساماندهی مرکز شهر با انتقادات زیادی روبهرو شده است. مغازهداران از افت فروش و رانندگان از سردرگمی گلایه دارند. اکنون تصمیم به تبدیل میدان بسیج به چهارراه گرفته شده که نشانه بازگشت نسبی از تصمیم قبلی است. این اصلاحات پیاپی اعتماد عمومی را کاهش داده و نیاز به مشارکت و گفتگوی واقعی با کسبه و شهروندان این مناطق را ضروری ساخته است و...
گزارش: مهران تجلی
چند ماه است که بخش مهمی از مرکز شهر کرمان، زیر تیغ جراحیِ ترافیکی رفته است. تصمیمی که استانداری و شهرداری با هدف «ساماندهی ترافیک و کاهش بار رفتوآمد» در منطقه اجرایی کردند، اما حالا به نظر میرسد بیش از آنکه گرهگشا باشد، خود به گره تازهای بدل شده است و نیاز به اصلاحاتی جدید دارد.
تغییرات اولیه شامل ممنوعیت برخی دورزدنها، تغییر مسیرهای آشنا و حذف بعضی خطوط توقف و یکطرفه شدن چندین خیابان بود. مسئولان از کاهش تردد خودروهای عبوری و ایمنتر شدن معابر میگفتند که شاید واقعاً هم چند خودروی کمتری از این منطقه عبور میکند؛ اما در مقابل، موج گلایههای کسبه و بخشی از شهروندان نشان میدهد که این طرح، هزینههای پنهان زیادی داشته است. مغازهداران از افت فروش و سختی حمل و نقل میگویند، مشتریان از سردرگمی، و برخی رانندگان نیز از افزایش تراکم در خیابانهای مجاور.
اما آنچه داستان را پیچیدهتر میکند، تازهترین تصمیم است: تبدیل یکی از میدانهای کلیدی این محدوده (بسیج) به یک چهارراه. استدلال مدیران شهری احتمالاً رفع گرهی است که قوانین پیشین ایجاد کرده بودند. در واقع، آنچه امروز تحت عنوان «راهکار اجرایی» ارائه میشود، در حقیقت بازگرداندن نسبی وضعیت گذشته با زبانی دیگر است. اینجاست که پرسش کلیدی مطرح میشود: آیا این تغییر جدید، ترافیک منطقه را حل خواهد کرد یا تنها برای درمان اشتباهات قبلی انجام میشود؟
اگر پاسخ مثبت باشد، آنگاه باید اذعان کرد که اشتباه اول نیاز به جراحی دوم دارد؛ هرچند هزینه آن بر دوش کسبه و ساکنانی رفته که ماهها تحمل آشفتگی را داشتهاند. اما اگر همان طور که بسیاری از مغازهداران باتجربه منطقه پیشبینی میکنند، این چهارراه نیز به راهحلی معجزهگر تبدیل نشود و تنها ترافیک را از نقطهای به نقطه دیگر منتقل کند، آن وقت با زنجیرهای از اشتباهات پشت سر هم مواجه خواهیم بود که البته کوتاه بودن خیابانهای متصل به این چهارراه نیز از همین ابتدا نوید بروز یک معضل جدید را میدهد.
نمیتوان منکر حسن نیت یا تلاش مدیران برای بهبود وضعیت ترافیک کرمان شد. شاید واقعاً در پسذهن برخی کارشناسان، کاهش بار خودروها از هسته مرکزی یک هدف بلندمدت و شجاعانه به شمار آید. همچنین نمیتوان انکار کرد که هر تحول شهری ذاتاً با مقاومت همراه است و گاهی برای رسیدن به شهری قابل زیست تر، باید از برخی عادتهای کهنه گذشت. اما سؤال اینجاست: آیا هزینه این گذرها را باید کسبهای بپردازند که مشتریشان را از دست میدهند؟ و آیا پیش از اجرای چنین طرحهای گستردهای، مطالعات شبیهسازی ترافیک و البته گفتگو با ذینفعان مستقیم (همان مغازهداران و رانندگان قدیمی محله) انجام شده است؟
نکته تأملبرانگیز آن است که تصمیم دوم (تبدیل میدان به چهارراه) به شکلی ضمنی میپذیرد که تصمیم اول به تمامی درست نبوده است. در ادبیات مدیریت شهری، بازگشت از یک تصمیم اشتباه نشانه عقلانیت است؛ اما اجرای پشت سر هم طرحهای اصلاحی در فاصله کوتاه، وجهه برنامهریزی را خدشهدار میکند و ذهن شهروندان را دچار سردرگمی میسازد. هر بار که یک بافت شهری دستکاری میشود، کسبه سرمایه روانی و اقتصادی خود را دوباره قمار میکنند.
شاید اینجا وقت آن رسیده که مدیران بپرسند: آیا ترافیک روانتر تنها به نفع رانندگان عبوری است یا به نفع کسانی که در این خیابانها نفس میکشند و نان میخورند؟ اگر قرار است مرکز شهر کرمان به موزهای برای خودروهای عبوری تبدیل شود، کسبه حق دارند بگویند «نه». اما اگر واقعاً قصد داریم شهری انسانمحور بسازیم، باید هزینه آن را پذیرفت و آن هزینه، مشارکت و همراهی مردم است، نه اعمال یکطرفه و پشت سر هم تغییرات بدون بررسی نظرات مردمی!
سخن آخر
در پایان باید گفت که شاید چهارراه جدید بسیج مشکل ترافیک را حل کند. شاید هم نکند. اما آنچه مسلم است، تکرار تجربیات ناقص و اصلاح اشتباه با اشتباهی دیگر، سرمایه اعتماد عمومی را تحلیل میبرد. کرمان شهری تاریخی و آرام است؛ شایسته نیست بلاتکلیفی ترافیکی، آرامش آن را به حاشیه ببرد. کسبه این منطقه سخت نگراناند و حق هم دارند. از مسئولان انتظار میرود پیش از تغییر چهارراه بعدی، یک بار دیگر با آنها پای میز گفتگو بنشینند. شاید آنها بهتر از هر کارشناسی بدانند که خیابان شان به چه مسیری زنده میماند.






