
یادداشتی درباره نمایش «نمای سهگانه» که به زبان انگلیسی در کرمان اجرا میشود:
گفتگویی میان دو نسل؛ درباره کلام، موسیقی و رقص
به قلم محمد فتح نجات
اجرای «نمای سهگانه» در کرمان را میتوان تجربهای متفاوت در میان اجراهای سالهای اخیر در کرمان دانست؛ اجرایی که ارزش آن فقط در انتخاب سه نمایش کوتاه از کریگ پاسپیسیل خلاصه نمیشود، بلکه عیار آن در شیوهای است که این سه اپیزود را در قالب یک تجربهٔ نمایشی واحد به یکدیگر پیوند میدهد. آنچه بیش از همه در این اجرا جلب توجه میکند، تلاش برای ایجاد تعادل میان متن، بازیگری، موسیقی، رقص و کارگردانی است. عناصری که در بسیاری از اجراها ممکن است در کنار هم قرار بگیرند، اما الزاماً به یک زبان مشترک نمیرسند.
یکی از نقاط قوت قابل توجه این نمایش، اجرا به زبان انگلیسی بود. شاید از نظر تکنیک بازیگری نتوان همهٔ بازیگران این اجرا را با بازیگران تراز اول تئاتر حرفهای کرمان که به زبان فارسی کار میکنند مقایسه کرد و چنین مقایسهای نیز چندان منصفانه نیست. بازی به زبان دوم، خصوصاً در یک اجرای صحنهای، دشواریهای خاص خود را دارد. با این حال، بازیگران توانستهاند از این مانع عبور کنند و مهمتر از همه چیز این بود که در این اثر؛ تلفظ، ادای کلمات و وضوح بیان انگلیسی در سطح بسیار خوبی قرار داشت. در میان اجراهای انگلیسیزبان چند سال اخیر در کرمان، این ویژگی یکی از برجستهترین نقاط قوت اثر به شمار میآید، زیرا وقتی زبان بهدرستی ادا شود، ریتم دیالوگ، شوخیها، مکثها و روابط میان شخصیتها نیز امکان اثرگذاری بیشتری پیدا میکند.
اما یکی از عناصر جذاب «نمای سهگانه» حضور یک اجراگر حرفهای رقص است که در هر اپیزود ظاهر میشود. در نگاه نخست ممکن است رقص هیپهاپ صرفاً یک عنصر تزئینی یا فاصلهای میان بخشهای مختلف به نظر برسد، اما باید بگویم که کیفیت اجرای این هنرمند اجازه نمیدهد چنین برداشتی داشته باشیم. رقصندهی این اثر از توانایی تکنیکی قابل توجهی برخوردار است و در برخی لحظات، حرکات او چنان تأثیرگذار است که واکنش مستقیم و هیجانی تماشاگران را برمیانگیزد و شاید اگر در فضای تئاتر نبودیم تماشاگران بیوقفه وی را تشویق میکردند. این را هم اشاره کنم که این رقص به هیپهاپ محدود نیست و در بخشهایی، شیوهها و زبانهای حرکتی دیگری نیز در آن آمیخته میشود. درواقع باید گفت که رقص در این نمایش ترکیبی از هیپهاپ، رقص خیابانی، پانتومیم و برخی تکنیکهای نمایشی بود که بسیار مخاطب را به یاد رقصهای مایکل جکسون میانداخت که البته در این اثر شاهد کپیکاری نبودیم و این نکته هم برای بنده جالب و با اهمیت بود. این نکته هم شایان ذکر است که اهمیت این موضوع در بهجا بودن ترکیب سبکها است. باید قبول کنیم که این تنوع حرکتی زمانی ارزشمند میشود که در خدمت فضای موسیقی و نمایش قرار بگیرد و در این اجرا به نظر میرسد چنین اتفاقی افتاده است. موسیقی نیز انتخابی سنجیده دارد و هماهنگی میان موسیقی و طراحی رقص، یکی از نقاط قوت آشکار اجراست. می توان گفت که طراحی رقص باعث شده است که حرکات صرفاً روی موسیقی انجام نشوند، بلکه گویی بخشی از موسیقی را به زبان بدن ترجمه میکنند. از این منظر، میتوان رقص را چیزی فراتر از یک اجراگر دانست. به نظرم باید او را باید نوعی راوی حرکتی و نخ پیوند دهنده سه اپیزود دانست. اپیزودهایی که سه داستان مستقلاند، اما حضور تکرارشوندهٔ او باعث میشود تماشاگر آنها را در چارچوب یک کلیت واحد تجربه کند. او نه الزاماً شخصیت یک داستان مشخص، بلکه عنصری است که از میان جهانهای مختلف نمایش عبور میکند و با زبان بدن، میان آنها ارتباط سازی میکند.
اما در این میان، نقش کارگردانی نیز بسیار مهم است. گردآوردن سه اپیزود، بازی به زبان انگلیسی، موسیقی و رقص در یک ساختار منسجم، نیازمند نگاه و طراحی دقیق است. کارگردانی آریوسام امیری در این زمینه موفق عمل میکند و اجازه نمیدهد عناصر مختلف اجرا صرفاً مجموعهای از بخشهای جداگانه باشند. نکتهٔ جالب دیگر، حضور جلیل امیری بهعنوان دراماتورژ در کنار آریوسام امیری بهعنوان کارگردان است؛ همکاری پدر و پسر از دو نسل متفاوت که هر دو هنر امروز را به خوبی درک کرده اند و از منظر شکلگیری و پرداخت نهایی، این اثر را به مقصدی مطلوب رساندهاند.
در نهایت، شاید مهمترین ویژگی «نمای سهگانه» این باشد که اجرا تلاش نمیکند تنها از طریق دیالوگ با تماشاگر ارتباط برقرار کند. کلام، بدن، موسیقی و حرکت، همگی به مساوات در روایت سهم دارند. همین هماهنگی است که به اثر، هویتی فراتر از یک اجرای سادهٔ انگلیسیزبان میدهد و آن را به تجربهای دیداری و شنیداری تبدیل میکند. اگرچه میتوان دربارهٔ برخی جنبههای بازیگری یا تفاوت سطح بازیگران بحث کرد، اما در مجموع، «نمای سهگانه» را میتوان اجرایی موفق و قابل توجه در فضای تئاتر انگلیسیزبان کرمان دانست؛ اجرایی که مهمترین امتیازش نه در بینقص بودن تکتک اجزا، بلکه در هماهنگی خلاقانهٔ همهٔ این اجزا در یک کلیت هنری است.
روزنامه کرمان امروز، تماشای این اثر را به همه هنردوستان کرمانی توصیه می کند و با توجه به اینکه در این نمایش ما ترجمه هم زمان را هم شاهد هستیم همه مخاطبان تئاتر میتوانند از آن لذت ببرند. این نمایش هر شب ساعت 19:30 در تماشاخانه شهرایران واقع در خیابان هزارویکشب اجرا می شود و تهیه بلیط آن از طریق سایت تیوال ممکن است.






