پایگاه خبری کرمان امروز

اولین روزنامه استان کرمان

​​تاسیس: 1374​​​​​​​

پایگاه خبری

​آنلاین​​​​​​​

گزارش : نفس مردم و سنگینی غبار بی‌تدبیری

 

روایت «کرمان امروز» از جولان ریزگردها و آسمان خاکستری کرمان

 

نفس مردم و سنگینی غبار بی‌تدبیری  

 

گزارش:مریم وحیدی پناه 

 

ریزگرد برای کرمان دیگر یک اتفاق مقطعی نیست؛ بخشی از زندگی مردم شده است. هر بار که باد شدت می‌گیرد، آسمان رنگ می‌بازد، نفس‌کشیدن دشوارتر می‌شود و مردم باید میان ماندن در خانه و انجام امور روزمره یکی را انتخاب کنند. اما پشت این آسمان خاکستری، فقط یک پدیده طبیعی قرار ندارد؛ بخشی از آن نتیجه سال‌ها خشکسالی، فرسایش سرزمین، کاهش پوشش گیاهی و تصمیم‌هایی است که یا دیر گرفته شده‌اند یا به اندازه بحران، جدی اجرا نشده‌اند.

مسئله مهم‌تر این است که ریزگرد برای مسئولان پدیده تازه‌ای نیست. سال‌هاست درباره خشکسالی، بیابان‌زایی، کاهش پوشش گیاهی و وضعیت تالاب‌ها هشدار داده می‌شود؛ با این حال، آنچه مردم روی زمین می‌بینند هنوز با آنچه در جلسات و برنامه‌ها وعده داده می‌شود فاصله دارد. وقتی بحرانی سال‌ها شناخته شده است اما همچنان تکرار می‌شود، دیگر نمی‌توان همه چیز را به طبیعت نسبت داد.

 

کرمان اقلیمی خشک و کم‌آب دارد و خشکسالی را نمی‌توان متوقف کرد؛ اما می‌توان اجازه نداد آثار آن، سرزمین را بیش از پیش شکننده کند.

کاهش پوشش گیاهی، افت رطوبت خاک، تخریب مراتع و فشار بر منابع آب، زمین را برای فرسایش بادی آماده‌تر می‌کند. خاکی که از زمین جدا می‌شود، در نهایت راه خود را به شهر، جاده و زندگی مردم باز می‌کند.

اینجاست که مسئولیت دستگاه‌های متولی جدی می‌شود. منابع طبیعی باید درباره حفاظت از عرصه‌های حساس و نتیجه طرح‌های بیابان‌زدایی پاسخ‌گو باشد؛ محیط زیست درباره حفاظت از زیست‌بوم‌ها و همچنین دستگاه‌های متولی آب و کشاورزی نیز درباره تصمیم‌هایی که بر وضعیت آب و خاک اثر می‌گذارند باید پاسخ بدهند. 

خشکسالی واقعیت است؛ اما تشدید آسیب‌های آن الزاماً تقدیر نیست.

 

وضعیت جازموریان را نمی‌توان از بحران گردوغبار جنوب و شرق استان جدا کرد. تضعیف این تالاب فقط یک خسارت محیط‌زیستی نیست؛ خشک‌شدن پهنه‌های طبیعی و کاهش پوشش گیاهی می‌تواند زمینه فرسایش بادی و برخاستن گردوغبار را بیشتر کند.

سال‌هاست از ضرورت احیای جازموریان گفته می‌شود، اما احیای یک تالاب با جلسه و مصوبه اتفاق نمی‌افتد. این زیست‌بوم به برنامه عملی، مدیریت منابع آب، اعتبار و نظارت مستمر نیاز دارد.

اگر احیا اولویت است، مردم باید نتیجه آن را نه فقط در متن برنامه ها بلکه در وضعیت تالاب ببینند. 

 

بخشی از گردوغبار می‌تواند منشأ خارجی داشته باشد و توده‌های گردوغبار از مناطق خشک کشورهای همسایه وارد کشور شوند. پیگیری این بخش در سطح ملی و منطقه‌ای ضروری است، اما منشأ خارجی نباید بهانه‌ای برای رهاکردن کانون‌های داخلی باشد.

مسیر باد در اختیار مسئولان نیست؛ اما شناسایی و تثبیت کانون‌های داخلی، تقویت پوشش گیاهی، پایش عرصه‌های حساس و جلوگیری از تبدیل زمین‌های آسیب‌پذیر به کانون گردوغبار، در حوزه مدیریت داخلی قرار دارد.

باد را نمی‌توان متوقف کرد؛ اما می‌توان زمین را کمتر مستعد بلندکردن خاک کرد.

 

نهال‌کاری و بیابان‌زدایی زمانی معنا دارد که نتیجه آن در طبیعت باقی بماند. نهال باید متناسب با اقلیم انتخاب شود، در محل مناسب کاشته شود و پس از کاشت نیز رها نشود.

بنابراین تعداد نهال‌های کاشته‌شده به‌تنهایی معیار موفقیت نیست. آنچه اهمیت دارد، میزان ماندگاری پوشش گیاهی، تثبیت خاک و کاهش آسیب‌پذیری عرصه‌هاست.

مسئولان باید بتوانند نتیجه طرح‌های اجراشده را با شواهد قابل ارزیابی نشان دهند؛ گزارش عملکرد زمانی ارزش دارد که اثرش روی زمین دیده شود.

 

بحران ریزگرد از بحران آب جدا نیست. کاهش منابع آبی، برداشت‌های غیرمجاز و مصرف ناپایدار، پوشش گیاهی را تضعیف و خاک را شکننده‌تر می‌کند.

کنترل برداشت‌های غیرمجاز، اصلاح روش‌های آبیاری و مدیریت منابع زیرزمینی، بنابراین فقط مسئله تأمین آب نیست؛ بخشی از مقابله با ریزگرد نیز هست.

اگر برای تثبیت خاک هزینه شود اما مدیریت نادرست آب همان زمین را خشک‌تر کند، نتیجه چیزی جز دور باطل نخواهد بود.

 

ریزگرد پیش از آنکه یک مسئله اداری باشد، یک مسئله انسانی است. کودکان، سالمندان و افراد دارای مشکلات تنفسی آسیب‌پذیرترند و آلودگی هوا می‌تواند مشکلات تنفسی و آلرژی را تشدید کند.

کاهش دید، رفت‌وآمد جاده‌ای را دشوار می‌کند و تداوم گردوغبار بر کشاورزی، فعالیت‌های اقتصادی و کیفیت زندگی مردم اثر می‌گذارد.

در این میان، هشدارهای بهداشتی ضروری‌اند، اما کافی نیستند. مردم نباید فقط زمانی دیده شوند که شاخص آلودگی بالا رفته است؛ باید نتیجه اقداماتی را ببینند که قرار است از تکرار بحران جلوگیری کند.

 

پیشگیری یعنی کانون‌های داخلی پیش از بحرانی‌شدن شناسایی و تثبیت شوند، پوشش گیاهی تقویت شود، طرح‌های بیابان‌زدایی ارزیابی شوند، نهال‌های کاشته‌شده مراقبت شوند، برداشت آب کنترل شود و تالاب‌ها در سیاست‌های مدیریت آب جای واقعی داشته باشند.

سامانه‌های پایش و هشدار سریع نیز باید امکان واکنش به‌موقع را برای مردم و دستگاه‌های مسئول فراهم کنند.

اما اگر هر بار با تشدید گردوغبار فقط هشدار بدهیم و بعد از فروکش‌کردن آن همه چیز به روال گذشته برگردد، بحران را مدیریت نکرده‌ایم؛ فقط به آن عادت کرده‌ایم.

 

ریزگرد نتیجه یک عامل واحد نیست؛ حاصل برهم‌خوردن تعادل میان آب، خاک، پوشش گیاهی و مدیریت سرزمین است. به همین دلیل، حل آن نیز با یک دستگاه یا یک طرح ممکن نیست.

مسئولان باید درباره وضعیت کانون‌های داخلی، نتیجه طرح‌های بیابان‌زدایی، روند حفاظت و احیای جازموریان و سیاست‌های مدیریت آب استان پاسخ روشن ارائه کنند. مردم حق دارند بدانند برای کاهش این بحران چه اقدام مشخصی انجام شده است و نتیجه آن چه بوده است.

کرمان به مدیریتی نیاز دارد که پیش از بلندشدن خاک تصمیم بگیرد، نه بعد از آنکه خاک به چشم مردم رفت.

اگر قرار باشد هر سال بحران را ببینیم، هشدار بدهیم و منتظر فروکش‌کردن آن بمانیم، ریزگردها فقط تکرار نمی‌شوند؛ گسترده‌تر و پرهزینه‌تر خواهند شد.

مردم کرمان قرار نیست تاوان سال‌های تعلل را با سلامت خود بپردازند؛ وقت آن رسیده است که مسئولان به جای مدیریت چند روز آلودگی، ریشه‌های بحران را مدیریت کنند.

​​​​

@kerman_emrooz

ما را در فضای مجازی دنبال کنید

این خبر را به اشتراک بگذارید: