گزارش "کرمانامروز" از بیتدبیریهایی که منجر به تعارض و بحران انسان و حیاتوحش میشود؛

- حمله اخیر خرس سیاه آسیایی به یک عشایر در جنوب کرمان، بار دیگر ضرورت مدیریت تعارض میان انسان و حیاتوحش را یادآور شد. کارشناسان معتقدند تخریب زیستگاهها، خشکسالی و افزایش حضور انسان در قلمرو خرسها از عوامل اصلی این حوادث است. آموزش جوامع محلی، ایجاد سامانههای هشدار، جبران سریع خسارت آسیبدیدگان و حفاظت از زیستگاهها، مهمترین راهکارهایی هستند که میتوانند هم امنیت مردم و هم بقای این گونه ارزشمند را تضمین کنند و...
گزارش: مهران تجلی
حمله اخیر یک خرس سیاه آسیایی به یکی از عشایر منطقه زریاب در جنوب کرمان، اگرچه حادثهای تلخ بود، اما رخدادی غیرمنتظره نبود. سالهاست کارشناسان محیط زیست هشدار میدهند که اگر روند تخریب زیستگاهها، خشکسالی و افزایش حضور انسان در قلمرو حیاتوحش ادامه یابد، چنین برخوردهایی بیشتر خواهد شد. این حادثه باید نه به عنوان یک خبر چندروزه، بلکه به عنوان هشداری جدی برای بازنگری در شیوه مدیریت تعارض انسان و حیاتوحش دیده شود.
بررسی رخدادهای سالهای اخیر نشان میدهد که این نخستین بار نیست که خرس سیاه آسیایی با انسان در جنوب کشور روبهرو میشود. در سال ۱۴۰۲ حمله یک خرس سیاه به یکی از اهالی ارتفاعات شمیل هرمزگان خبرساز شد. در سال ۱۴۰۴ نیز دو حادثه مشابه، یکی در قلعهگنج و دیگری در بحرآسمان جیرفت، منجر به مجروح شدن چوپانان شد. وجه مشترک همه این حوادث آن است که در محدوده زیستگاه طبیعی خرس و هنگام چرای دام، برداشت محصولات کوهستانی یا تردد عشایر رخ دادهاند؛ نه در شهرها و روستاها. این الگو نشان میدهد که مسئله اصلی، افزایش نقاط تماس میان انسان و حیاتوحش است، نه تغییر ماهیت رفتاری خرسها.
خرس سیاه آسیایی از نادرترین پستانداران ایران است و جمعیت آن تنها در بخشهایی از کرمان، هرمزگان و سیستان و بلوچستان باقی مانده است. این گونه به طور طبیعی حیوانی محتاط است و معمولاً از انسان دوری میکند، اما اگر غافلگیر شود، راه فرار نداشته باشد یا از تولههای خود دفاع کند، واکنش دفاعی نشان میدهد. همزمان، خشکسالیهای پیاپی، کاهش منابع آب، تخریب جنگلها و باغات طبیعی، توسعه جادهها و معادن، منابع غذایی این گونه را محدود کرده و آن را ناچار به نزدیک شدن به باغها و محل زندگی انسان کرده است.
در چنین شرایطی، راهحل نه حذف خرس است و نه رها کردن مردم به حال خود. تجربه کشورهای دارای حیاتوحش غنی نشان میدهد که مدیریت تعارض، مؤثرترین راهکار است. نخستین گام، آموزش جوامع محلی است. بسیاری از دامداران و عشایر هرگز آموزش ندیدهاند که هنگام مواجهه با خرس چگونه رفتار کنند. برگزاری دورههای آموزشی، توزیع بروشورهای ساده و آموزش در مدارس روستایی میتواند احتمال وقوع حوادث را به شکل محسوسی کاهش دهد.
دومین پیشنهاد، ایجاد سامانه هشدار محلی است. محیطزیست میتواند در فصلهای پرخطر، با همکاری دهیاریها، شوراهای اسلامی و خانههای بهداشت، از طریق پیامک یا کانالهای محلی، حضور خرس در مناطق حساس را اطلاعرسانی کند. نصب تابلوهای هشدار در مسیرهای شناختهشده تردد خرس نیز اقدامی کمهزینه اما مؤثر است.
پیشنهاد سوم، حمایت واقعی از جوامع محلی است. پرداخت سریع خسارت به آسیبدیدگان، جبران خسارت دامهای تلفشده، بیمه فراگیر دامداران و تأمین تجهیزات بازدارنده غیرکشنده مانند آژیرهای صوتی و چراغهای هشداردهنده، باعث میشود مردم انگیزهای برای آسیب رساندن به این گونه ارزشمند نداشته باشند.
در نهایت، حفاظت از زیستگاه باید به یک اولویت توسعهای تبدیل شود. هر هکتار جنگل یا رویشگاه طبیعی که از بین میرود، مرز میان انسان و حیاتوحش را کوچکتر میکند. توسعه بدون ارزیابی زیستمحیطی، امروز شاید سود اقتصادی کوتاهمدت داشته باشد، اما فردا هزینه آن را هم مردم محلی میپردازند و هم طبیعت.
حادثه زریاب، بیش از آنکه داستان حمله یک خرس باشد، روایت هشداری است از برهم خوردن تعادل میان انسان و طبیعت. اگر امروز برای مدیریت این تعارض برنامهریزی نکنیم، فردا نه امنیت جوامع محلی تضمین خواهد شد و نه خرس سیاه آسیایی، این میراث کمنظیر طبیعت ایران، فرصت بقا خواهد داشت.






