پایگاه خبری کرمان امروز

اولین روزنامه استان کرمان

​​تاسیس: 1374​​​​​​​

پایگاه خبری

​آنلاین​​​​​​​

گزارش: ناکارآمدی مدیران و ریه‌های مردم کرمان!

گزارش «کرمان امروز» از وضعیت آلودگی هوای استان کرمان و افسوس‌های امروز؛

ناکارآمدی مدیران و ریه‌های مردم کرمان!

 

 

 

-  در پی هجوم ریزگردها با شاخص خطرناک ۵۰۰ دیروز ادارات زرند و رفسنجان تعطیل شدند اما کرمان در سکوتی غبارآلود و بی‌تدبیرانه فرو رفت. این دوگانگی، میراث تلخ دهه‌ها ناکارآمدی و نگاه توسعه‌ای ناپایدار است که با خشکاندن تالاب‌ها و مدیریت غلط آب، ریه‌های مردم را قربانی غفلت دیروز کرد. بحرانی که دیگر غافلگیرکننده نیست اما همچنان با بی‌برنامگی، نفَس شهر را می‌بُرد و همچنان مدیران گوش خود را در مقابل نظرات کارشناسان بسته‌اند و...

 

گزارش: نرگس بامری

 

دیروز و امروز، آسمان استان کرمان بار دیگر داستان تکراری هجوم ریزگردها را روایت کرد؛ داستانی که این بار نه فقط با گرد و غبار، که با سکوت و سردرگمی در هم آمیخت. در نخستین ساعات صبح شنبه ۱۶ خرداد، در حالی که شهروندان زرندی، اناری و رفسنجانی خود را برای آغاز هفته‌ای کاری آماده می‌کردند، اطلاعیه فرمانداری‌ها از تأخیر در شروع فعالیت ادارات خبر داد. اما دقایقی بعد، خبری فوری منتشر شد: وضعیت وخیم‌تر از آن است که بتوان با تأخیر از آن گذر کرد؛ ادارات شهرستان‌های زرند و رفسنجان به دلیل آلودگی هوا تعطیل اعلام شدند. در همین حال، شهر کرمان، مرکز استان، در چنبرهٔ گرد و غباری نفس‌گیر فرو رفته بود، اما نه اطلاعیه‌ای صادر شد، نه هشداری؛ تنها آماری که از ایستگاه‌های سنجش کیفیت هوا مخابره می‌شد، روایتگر فاجعه بود: شاخص آلودگی در ایستگاه دانشگاه علوم پزشکی کرمان، فولاد بوتیا، فهرج و شهربابک به عدد وحشت‌آور ۵۰۰ رسید؛ مرز خطر، مرزی که عبور از آن به معنای شرایط اضطراری برای تمامی گروه‌های سنی است.

این دوگانگی در مدیریت بحرانی که هر سال با شدتی بیشتر تکرار می‌شود، پرسشی بنیادین را پیش می‌کشد: چرا پس از دهه‌ها، استان کرمان همچنان در برابر پدیده‌ای که دیگر غافلگیرکننده نیست، این‌گونه غافلگیرانه عمل می‌کند؟ این ریزگردها، میهمانان ناخوانده‌ای نیستند که از کشوری دوردست به یکباره سر رسیده باشند. اینها میراث شوم تصمیم‌ها، بی‌تصمیمی‌ها و سیاست‌گذاری‌های کوتاه‌مدتی هستند که طی چند دههٔ گذشته، سیمای اکولوژیک این دیار کهن را دگرگون ساخته‌اند. امروز، ریه‌های مردم کرمان، قربانی انباشت خطاهایی است که در پسِ ابرهای غبار و در هیاهوی طرح‌های نیمه‌تمام و وعده‌های محقق‌نشده، به فراموشی سپرده شدند.

نمی‌توان از گرد و غبار امروز سخن گفت، اما از مدیریت ویرانگر منابع آبی در دهه‌های گذشته چیزی نگفت. خشکاندن تالاب‌های بالادست و کفه‌های نمکی که روزگاری سپر طبیعی این منطقه در برابر بادهای موسمی بودند، با حفر بی‌رویهٔ چاه‌های عمیق و نیمه‌عمیق و توسعهٔ ناپایدار کشاورزی، زمینه را برای جهش گرد و غبارهای داخلی فراهم کرد. این یک شبه‌رخداد نیست؛ نتیجهٔ چشمانی است که دیروز، سود زودگذر را دیدند و تبعات ماندگار را ندیدند. این میراث نگاه‌های بخشی‌نگر و توسعه‌ای است که میان منافع اقتصادی کوتاه‌مدت و بقای زیست‌بوم، همواره گزینهٔ نخست را برگزید و اکنون صورت حساب آن را با سلامتی مردم تسویه می‌کند.

در بُعد ملی نیز، هماهنگی‌های بین‌دستگاهی برای مقابله با منشأهای خارجی گرد و غبار، عمدتاً در حد سخنرانی‌ها و تفاهم‌نامه‌های تشریفاتی باقی ماند. تالاب‌های هامون و جازموریان که روزی نبض حیات در شرق و جنوب شرق کشور بودند، اکنون به بستری برای تولید شن‌های روان و طوفان‌های گرد و غبار بدل شده‌اند. آنچه امروز ریه‌های مردم کرمان را می‌آزارد، فقط ذرات معلق نیست؛ بلکه غبار سنگین ترِ کم‌توجهی، اولویت‌بندی‌های معیوب و نبود عزم جدی برای حل ریشه‌ای بحرانی است که زنگ خطرش سال‌هاست به صدا درآمده است. مدیرانی که با وعدهٔ شیرین انتقال آب از حوضه‌های دوردست، اذهان را از ضرورت مدیریت تقاضا و سازگاری با کم‌آبی منحرف کردند، امروز چگونه می‌خواهند پاسخگوی زمین‌های بایری باشند که به کانون‌های فوق‌بحرانی فرسایش بادی تبدیل شده‌اند؟

و اما در دل این بحران، سکوت و انفعال در شهر کرمان، خود جای تأملی عمیق دارد. چرا باید شهری که شاخص آلودگی هوایش بر روی عدد مرگبار ۵۰۰ قفل شده، با همان روال روزهای عادی به کار خود ادامه دهد؟ این تصمیم‌گیری‌های متناقض میان شهرهای یک استان، نشانهٔ واضحی از نبود یک پروتکل واحد، شفاف و پیش‌بینی‌کننده برای مدیریت بحران‌های زیست‌محیطی است. گویی هر شهرستان بر اساس معیارهای خود عمل می‌کند و مرکز استان نیز بلاتکلیف در میان غبار، منتظر است تا شاید وزش یک باد، مشکل را به دیار دیگری ببرد. این ناهماهنگی و بی‌برنامگی، دقیقاً ثمرهٔ همان تفکر جزیره‌ای و فقدان مدیریت یکپارچه‌ای است که در طول سال‌ها بر استان سایه افکنده است.

اینک، وقت آن است که با لحنی محترمانه اما صریح و انتقادی، از خود بپرسیم: ثمرهٔ دهه‌ها برنامه‌ریزی توسعه‌ای که قرار بود کرمان را به قطب اقتصادی کشور بدل کند، چه بود جز صنعتی شدنِ شتاب‌زده، معدن‌کاوی‌های بی‌مهار و کشاورزی‌ای که روح زمین را مکید، بی‌آنکه سهم نسل‌های آینده و حق مسلم آن‌ها برای تنفس هوای پاک پرداخت شود؟ ناکارآمدی مدیران دیروز و امروز، لزوماً به معنای کمکاری یا فساد نیست، بلکه گاهی درک ناقص از پیوستگی توسعه و محیط زیست، اولویت دادن به رشد اقتصادی بر سلامت جامعه، و نبود آینده‌نگری است. این رویه، امروز در ریه‌های ملتهب کودکان، سالمندان و تمامی شهروندانی نمود یافته که در روز تعطیل نیز، ناچار به تنفس هوایی سمی هستند.

هشدار صریح است؛ تا زمانی که نگاه مدیران به مسائل محیط زیست، حاشیه‌ای و تشریفاتی باشد، تا زمانی که برنامه‌های مقابله با گرد و غبار، فقط به کاشت نهال‌های بی‌سرانجام در بیابان‌های تشنه محدود شود، و تا روزی که توسعه همچنان فقط با شاقول درآمد سرانه و رشد اقتصادی سنجیده شود، ما محکوم به زیستن در همین شنبه‌های خاکستری خواهیم بود. مردم کرمان، این میراث‌داران تمدنی کهن، شایستهٔ هوایی پاک و مدیریتی خردمندانه‌تر هستند. این حق مسلم آن‌هاست که بدانند سرمایه‌های هنگفتی که به نام توسعه هزینه شده، چرا نتوانسته حتی سپری حداقلی در برابر طوفان‌های شن و غبار برایشان بسازد. ریه‌های شهر، امروز نه فقط از ذرات معلق، که از کج‌تدبیری و غفلت مزمن مدیرانی در عذاب است که برای نجات امروز، باید دیروز تدبیر می‌کردند.

@kerman_emrooz

ما را در فضای مجازی دنبال کنید

این خبر را به اشتراک بگذارید: